محرک شروع
رویدادی که فرایند را آغاز میکند؛ مانند ثبت فرم، دریافت سفارش، ورود ایمیل، شناسایی خرابی یا رسیدن موجودی به حد سفارش.
در بسیاری از کسبوکارها، بخش مهمی از عملیات روزانه هنوز بر پایه تماس تلفنی، پیامرسان، ایمیل و یادآوری شخصی افراد انجام میشود.
یک مشتری تماس میگیرد و درخواست خود را مطرح میکند. کارشناس موضوع را برای همکارش پیام میکند. همکار باید از مدیر تأیید بگیرد. مدیر در جلسه است. درخواست چند ساعت یا چند روز در میان پیامها باقی میماند و در نهایت کسی نمیداند مسئول پیگیری آن چه کسی بوده است.
همین الگو را میتوان در درخواست خرید، تأیید مرخصی، پیگیری مشتری، ثبت شکایت، تعمیر تجهیزات، کنترل کیفیت، آمادهسازی قرارداد، ارسال پیشفاکتور، نوبتدهی، تحویل کالا و دهها فعالیت دیگر مشاهده کرد.
مشکل اصلی این نیست که کارکنان مسئولیتپذیر نیستند. مشکل این است که فرایند به حافظه و پیگیری شخصی افراد وابسته شده است.
نرم افزار اتوماسیون فرایند کسب و کار این وابستگی را کاهش میدهد. در چنین سیستمی مشخص میشود هر درخواست از کجا شروع میشود، چه اطلاعاتی نیاز دارد، چه کسی مسئول مرحله بعد است، چه زمانی باید کار را انجام دهد، چه شرایطی به تأیید مدیر نیاز دارد و نتیجه نهایی کجا ثبت میشود.
اتوماسیون فرایند به معنای حذف انسان نیست. هدف آن این است که انسانها برای هماهنگی، یادآوری، انتقال اطلاعات و پیدا کردن وضعیت کارها انرژی کمتری مصرف کنند و زمان بیشتری برای تصمیمگیری، حل مسئله و ارتباط با مشتری داشته باشند.
تلفن، پیامرسان و ایمیل ابزارهای ارتباطی مفیدی هستند، اما ابزار مدیریت فرایند نیستند.
در یک تماس تلفنی ممکن است تصمیم مهمی گرفته شود، اما اگر نتیجه تماس ثبت نشود، دیگران از آن مطلع نخواهند شد. پیامها نیز بهسرعت میان دهها گفتوگوی دیگر گم میشوند. در ایمیل میتوان سوابق را نگهداری کرد، اما همچنان مشخص نیست درخواست در چه مرحلهای قرار دارد و چه کسی باید اقدام بعدی را انجام دهد.
چند مشکل رایج در این روش عبارتاند از:
در چنین شرایطی، حتی کارکنان باتجربه نیز بخش زیادی از وقت خود را صرف دنبال کردن افراد، ارسال یادآوری و پیدا کردن آخرین نسخه اطلاعات میکنند.
اتوماسیون فرایند کسبوکار یا BPA استفاده از نرمافزار برای اجرای منظم فرایندهای تکرارشونده و چندمرحلهای است. این فرایندها میتوانند شامل ثبت اطلاعات، ارجاع کار، بررسی شرایط، دریافت تأیید، ارسال اعلان، بهروزرسانی سامانهها و تهیه گزارش باشند.
برای مثال، فرایند درخواست خرید میتواند به این شکل تعریف شود:
یک گردش کار استاندارد معمولاً از اجزای زیر تشکیل میشود:
رویدادی که فرایند را آغاز میکند؛ مانند ثبت فرم، دریافت سفارش، ورود ایمیل، شناسایی خرابی یا رسیدن موجودی به حد سفارش.
اقداماتی که باید به ترتیب یا بهصورت موازی انجام شوند.
مشخص میکند هر فعالیت بر عهده چه فرد، سمت یا واحدی است.
برای مثال، اگر مبلغ بیشتر از مقدار مشخصی بود، تأیید مدیر ارشد نیز دریافت شود.
زمان مجاز برای انجام هر مرحله یا کل فرایند.
پیامهایی که هنگام ایجاد وظیفه، نزدیک شدن به مهلت یا تأخیر ارسال میشوند.
تاریخچه تصمیمها، تغییرات، فایلها و فعالیتهای انجامشده.
نمایش تعداد درخواستها، وضعیت فعلی، تأخیرها و عملکرد فرایند.
در نرمافزار مدیریت وظایف معمولاً یک فعالیت به یک فرد اختصاص داده میشود. اما در مدیریت فرایند، مسیر کامل کار تعریف میشود.
برای مثال، «تهیه پیشفاکتور» یک وظیفه است. ولی فرایند فروش ممکن است شامل ثبت سرنخ، ارزیابی نیاز، تهیه پیشنهاد، تأیید قیمت، ارسال پیشفاکتور، پیگیری، عقد قرارداد و تحویل باشد.
به همین دلیل، ابزار مدیریت وظایف برای کارهای فردی و پروژهای مفید است، اما همیشه برای فرایندهای بینواحدی، دارای تأیید و وابسته به قواعد تصمیمگیری کافی نیست.
وجود یکی از نشانههای زیر الزاماً به معنای نیاز به یک پروژه بزرگ نرمافزاری نیست. اما تکرار چند مورد نشان میدهد بخشی از عملیات باید ساختاریافتهتر شود:
اگر پاسخ این سؤال به چند تماس، پیام یا فایل اکسل نیاز دارد، فرایند ظرفیت مناسبی برای اتوماسیون دارد.
تقریباً هر فرایندی که شروع مشخص، اطلاعات ورودی، مسئول، مراحل قابلشناسایی و نتیجه قابلتعریف داشته باشد، میتواند تا حدی دیجیتالی یا خودکار شود.
در بیمارستان یا کلینیک، اتوماسیون فقط به نوبتدهی محدود نیست. نمونههای قابل اجرا عبارتاند از:
صفحه راهکارهای بیمارستان و کلینیک TanmiaX نیز سناریوهایی مانند یادآوری خودکار، نوبتدهی، داشبورد مدیریت کلینیک و اتوماسیون گردش کارهای اداری و بالینی را پوشش میدهد.
در فرایندهای درمانی حساس، تصمیم نهایی باید همچنان زیر نظر متخصص انسانی باقی بماند. اتوماسیون میتواند اطلاعات را جمعآوری، مسیر را هماهنگ و تأخیر را اعلام کند، اما نباید بدون کنترل حرفهای جایگزین قضاوت پزشکی شود.
در فروشگاه، بعضی فرایندها حجم بالایی دارند و تکرار آنها باعث اتلاف زمان میشود:
برای مثال، اگر موجودی کالایی به حد مشخص برسد، سیستم میتواند درخواست بررسی ایجاد کند. سپس مدیر فروشگاه مقدار پیشنهادی را تأیید کند و درخواست برای واحد خرید ارسال شود. در این حالت، تصمیم خرید هنوز انسانی است، اما تشخیص نیاز، ایجاد درخواست و پیگیری مراحل بهصورت خودکار انجام میشود.
در شرکتهای اداری و مهندسی، فرایندهای زیر معمولاً گزینههای مناسبی هستند:
مزیت اصلی در این محیطها، کاهش ابهام درباره نسخه اسناد، مسئول بررسی و وضعیت تأیید است.
فرایندهای تولیدی معمولاً میان چند واحد مانند تولید، تعمیرات، کنترل کیفیت، انبار، خرید و برنامهریزی جریان دارند. نمونهها عبارتاند از:
در یک فرایند تعمیرات، اپراتور میتواند خرابی را ثبت کند، سیستم درجه اهمیت را تعیین کند، درخواست را به مسئول مربوط ارجاع دهد و در صورت تأخیر به سرپرست هشدار دهد. پس از پایان کار نیز زمان توقف، علت خرابی و قطعات مصرفشده ثبت میشوند.
برای مطالعه نمونهای مرتبط با کنترل فرایند تعمیرات، مقاله قرارداد مدیریت ساختمان و تأسیسات و کنترل پیمانکار را ببینید.
اتوماسیون فقط برای سازمانهای بزرگ نیست. یک کسبوکار کوچک نیز میتواند با چند فرایند ساده شروع کند:
در کسبوکار کوچک، هدف نباید ایجاد ساختار پیچیده باشد. بهترین راهکار، سیستمی است که تعداد پیگیریهای دستی را کم کند و در عین حال بار اداری جدیدی به تیم تحمیل نکند.
گاهی گفته میشود فعالیتهای خلاقانه قابلتعریف یا قابلاتوماسیون نیستند. این گزاره فقط تا حدی درست است.
نمیتوان خلاقیت را به چند قانون ثابت محدود کرد و انتظار داشت نرمافزار بهجای انسان ایدهپردازی کند. اما میتوان محیطی ایجاد کرد که خلاقیت در آن بهتر مدیریت شود.
برای مثال، فرایند تولید یک کمپین تبلیغاتی میتواند شامل مراحل زیر باشد:
نرمافزار قرار نیست ایده را اجباراً تولید کند. اما میتواند مطمئن شود اطلاعات لازم قبل از شروع موجود است، بازخوردها گم نمیشوند، نسخهها مشخصاند و تصمیم نهایی قابلپیگیری است.
تمام نرمافزارهای اتوماسیون یکسان نیستند. انتخاب ابزار باید بر اساس پیچیدگی فرایند، تعداد کاربران، نیازهای یکپارچهسازی و سطح تغییرات آینده انجام شود.
برای فرمها، ارجاع وظایف، تأییدها، یادآوریها و گردش درخواست مناسب است.
برای مدلسازی، اجرا، کنترل و بهبود فرایندهای سازمانی پیچیدهتر استفاده میشود.
امکان ساخت فرمها و گردش کارها را با برنامهنویسی محدود فراهم میکنند.
کارهایی را که کاربر در نرمافزارهای مختلف انجام میدهد شبیهسازی میکند؛ مانند انتقال اطلاعات از یک سیستم قدیمی به سیستم دیگر.
اتوماسیون فرایند را با هوش مصنوعی، پردازش متن، پیشبینی و تصمیمیار ترکیب میکند.
مزیت اتوماسیون صرفاً «سریعتر شدن» نیست. مهمترین دستاورد آن ایجاد یک روش پایدار و قابلاندازهگیری برای انجام کار است.
وظایف، مهلتها و مسئولیتها داخل سیستم ثبت میشوند. در نتیجه، انجام کار کمتر به یادآوری شخصی وابسته خواهد بود.
کاربر، مدیر و واحد درخواستکننده میتوانند بر اساس سطح دسترسی، وضعیت فرایند را مشاهده کنند.
سیستم مشخص میکند درخواست در کدام مرحله متوقف شده و چه مدت در آن مرحله باقی مانده است.
کارکنان جدید و قدیمی از مسیر یکسانی استفاده میکنند و احتمال حذف ناخواسته مراحل ضروری کاهش مییابد.
اطلاعات میتواند از فرم اولیه به مراحل بعدی، CRM، ERP یا داشبورد منتقل شود.
مشتری برای هر پیگیری مجبور نیست دوباره اطلاعات خود را توضیح دهد و میتواند اعلانهای متناسب با وضعیت درخواست دریافت کند.
پس از دیجیتالی شدن فرایند، دادههایی مانند زمان انجام، تعداد تأخیرها، نرخ برگشت و حجم درخواستها قابلاندازهگیری میشوند.
وقتی گلوگاهها مشخص شوند، سازمان میتواند فرایند را اصلاح کند. بدون داده، بهبود فرایند معمولاً بر اساس برداشتهای شخصی انجام میشود.
اجرای نرمافزار بدون شاخص، فقط یک تغییر فنی است. پیش از شروع باید مشخص شود موفقیت چگونه اندازهگیری خواهد شد.
شاخصهای مناسب عبارتاند از:
| شاخص | تعریف و کاربرد |
|---|---|
| زمان چرخه | فاصله شروع تا پایان فرایند |
| زمان انتظار | مدت زمانی که درخواست بدون اقدام باقی مانده است |
| نرخ انجام بهموقع | درصد درخواستهایی که در مهلت تعیینشده تکمیل شدهاند |
| نرخ برگشت یا دوبارهکاری | تعداد درخواستهایی که به دلیل نقص اطلاعات یا خطا برگشتهاند |
| تعداد تماسهای پیگیری | تعداد تماس یا پیامهایی که فقط برای اطلاع از وضعیت انجام میشوند |
| تعداد اقدامات دستی | دفعاتی که کارکنان مجبورند اطلاعات را منتقل یا دوباره ثبت کنند |
| حجم درخواستهای باز | تعداد پروندههایی که هنوز تکمیل نشدهاند |
| رعایت SLA | درصد مواردی که در سطح خدمت توافقشده انجام شدهاند |
| رضایت کاربر یا مشتری | رضایت فردی که فرایند را آغاز کرده یا نتیجه آن را دریافت کرده است |
| نرخ استثنا | درصد درخواستهایی که از مسیر استاندارد خارج شدهاند |
اگر فرایند فعلی پیچیده، تکراری یا دارای تأییدهای غیرضروری باشد، اتوماسیون فقط همان مشکل را سریعتر میکند.
پیش از ساخت نرمافزار باید پرسید:
تلاش برای خودکار کردن همه واحدها در مرحله اول، ریسک اجرا را افزایش میدهد. شروع مناسب معمولاً یک فرایند پرتکرار، قابلاندازهگیری و دارای مالک مشخص است.
ارسال پیام و یادآوری مفید است، اما بهتنهایی اتوماسیون محسوب نمیشود. سیستم باید وضعیت، مسئولیت، اطلاعات، تصمیمها و خروجی فرایند را نیز مدیریت کند.
واحد فناوری اطلاعات میتواند نرمافزار را اجرا کند، اما مالک محتوایی فرایند باید از بخش کسبوکار باشد. این فرد باید درباره مراحل، قوانین، استثناها و شاخصها تصمیم بگیرد.
فرمهای پیچیده باعث میشوند کاربران به پیامرسان یا روش قبلی برگردند. هر فیلد باید دلیل مشخصی داشته باشد و اطلاعاتی که در سیستم موجود است دوباره از کاربر پرسیده نشود.
تقریباً هیچ فرایندی همیشه از مسیر عادی عبور نمیکند. باید مشخص شود در صورت نبود مسئول، رد درخواست، نقص اطلاعات یا شرایط اضطراری چه اتفاقی میافتد.
اگر کاربر مجبور باشد اطلاعات سیستم اتوماسیون را دوباره در CRM، ERP یا اکسل وارد کند، بخشی از ارزش راهکار از بین میرود.
بعضی تصمیمها مانند تأیید مالی بزرگ، تصمیم درمانی، ارزیابی ایمنی یا پذیرش ریسک باید با کنترل انسانی انجام شوند. اتوماسیون باید تصمیمگیری را پشتیبانی کند، نه اینکه در همه شرایط جایگزین آن شود.
فرایندی را انتخاب کنید که:
مراحل واقعی را ثبت کنید، نه مراحلی که در دستورالعمل نوشته شدهاند. با کاربران صحبت کنید و مشخص کنید:
پیش از اتوماسیون، مراحل غیرضروری، ورود اطلاعات تکراری و تأییدهای کمارزش را حذف کنید.
در طراحی وضعیت مطلوب، نقشها، قواعد، مهلتها، اعلانها، سطح دسترسی و مسیر استثناها مشخص میشوند.
زمان چرخه، تعداد تأخیرها، تماسهای پیگیری، نرخ برگشت و سایر شاخصها را قبل از اجرا ثبت کنید.
ابتدا نسخهای ساده از فرایند ساخته شود. هدف نمونه اولیه، بررسی منطق گردش کار و تجربه کاربر است، نه ارائه همه قابلیتهای ممکن.
فرایند را با گروه محدودی از کاربران اجرا کنید. مشکلات فرم، اعلانها، دسترسیها و قوانین را اصلاح کنید.
پس از استقرار، داشبورد عملکرد باید بهطور دورهای بررسی شود. فرایندهای کسبوکار ثابت نیستند و نرمافزار نیز باید همراه آنها اصلاح شود.
اگر هنوز مشخص نیست کدام فرایند بیشترین ظرفیت اتوماسیون را دارد، یک ارزیابی کوتاه از حجم درخواستها، زمان انتظار، تعداد پیگیریها و نقاط انتقال اطلاعات میتواند گزینههای مناسب را مشخص کند.
پیش از خرید یا طراحی نرمافزار، موارد زیر را بررسی کنید:
آیا مراحل، تصمیمها و مسئولیتها بدون برنامهنویسی سنگین قابلتغییر هستند؟
آیا فرمها از قوانین شرطی، فایل، امضا، جدول و اعتبارسنجی اطلاعات پشتیبانی میکنند؟
آیا میتوان دسترسی کاربران، مدیران، پیمانکاران و مشتریان را جدا کرد؟
آیا مشخص است چه کسی، در چه زمانی، چه تغییری ایجاد کرده است؟
آیا برای هر مرحله میتوان مهلت، هشدار، جانشین و مسیر تشدید تعیین کرد؟
آیا نرمافزار API یا کانکتور مناسب برای CRM، ERP، حسابداری، پیامک، ایمیل و سایر سامانهها دارد؟
آیا مدیر میتواند بدون تهیه دستی گزارش، وضعیت و شاخصهای فرایند را مشاهده کند؟
آیا کاربران میتوانند درخواستها و تأییدها را در تلفن همراه مدیریت کنند؟
راستبهچپ بودن، تقویم، اعلانها، جستوجو و فرمهای فارسی باید بررسی شوند.
سطح دسترسی، رمزنگاری، پشتیبانگیری، ثبت رویدادها و امکان استقرار ابری یا داخل سازمان اهمیت دارد.
فقط قیمت اولیه را بررسی نکنید. هزینه مجوز، توسعه، یکپارچهسازی، آموزش، پشتیبانی و تغییرات آینده نیز باید محاسبه شود.
هیچ پاسخ یکسانی برای همه کسبوکارها وجود ندارد.
نرمافزار آماده برای فرایندهای استاندارد و شروع سریع مناسب است. محدودیت آن زمانی دیده میشود که سازمان قواعد یا یکپارچهسازیهای خاص داشته باشد.
BPMS برای سازمانهایی مناسب است که چند فرایند بینواحدی دارند و میخواهند مدلسازی، اجرا و پایش فرایندها را در یک بستر انجام دهند.
راهکار اختصاصی زمانی ارزش دارد که فرایند مزیت رقابتی کسبوکار باشد یا نیازهای آن با ابزارهای آماده پوشش داده نشود.
در بسیاری از پروژهها، رویکرد ترکیبی نتیجه بهتری دارد. هسته گردش کار میتواند بر یک بستر استاندارد ساخته شود و بخشهای خاص از طریق توسعه اختصاصی یا اتصال به هوش مصنوعی تکمیل شوند.
اتوماسیون سنتی بر قوانین مشخص متکی است. برای مثال، اگر مبلغ بیشتر از عدد مشخصی بود، درخواست برای مدیر مالی ارسال شود.
هوش مصنوعی میتواند در بخشهایی کمک کند که اطلاعات ساختاریافته نیست یا تشخیص الگو اهمیت دارد:
برای مثال، چتبات میتواند پیام مشتری را دریافت کند، موضوع را تشخیص دهد، اطلاعات لازم را بپرسد و درخواست ساختاریافتهای در سیستم ایجاد کند. صفحه چتبات TanmiaX نیز به اتصال دستیار مجازی به CRM، ERP، سیستم رزرو و اجرای اقدام در سیستمهای سازمانی اشاره میکند.
همچنین دادههای ایجادشده در فرایند میتوانند در داشبورد مدیریتی نمایش داده شوند. صفحه داشبورد تحلیلی TanmiaX بر یکپارچهسازی دادهها و پشتیبانی از تصمیمگیری مدیریتی تمرکز دارد.
بهترین فرایند برای شروع الزاماً مهمترین یا پیچیدهترین فرایند سازمان نیست.
برای شروع، فرایندی را انتخاب کنید که:
بسیاری از مشکلات عملیاتی کسبوکارها از نبود تلاش یا مسئولیتپذیری کارکنان ناشی نمیشود. مسئله این است که مسیر انجام کار به تماس، پیام، ایمیل، فایلهای پراکنده و یادآوری شخصی وابسته است.
نرم افزار اتوماسیون فرایند کسب و کار کمک میکند هر درخواست مسیر مشخصی داشته باشد، مسئول هر مرحله معلوم باشد، تأخیرها دیده شوند و داده لازم برای بهبود عملکرد ایجاد شود.
با این حال، خرید نرمافزار بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. پیش از اجرا باید فرایند مناسب انتخاب شود، مراحل غیرضروری حذف شوند، شاخصهای موفقیت تعیین شوند و کاربران واقعی در طراحی مشارکت داشته باشند.
بهترین نقطه شروع معمولاً یک فرایند کوچک اما پرتکرار است؛ فرایندی که نتیجه بهبود آن برای کارکنان و مدیران قابلمشاهده باشد.
برای شروع لازم نیست همه فرایندهای سازمان را تغییر دهید. میتوانید یک فرایند مانند درخواست خرید، پیگیری مشتری، تعمیرات، تأیید اسناد یا رسیدگی به شکایت را انتخاب کنید و نسخه قابلاندازهگیری آن را طراحی کنید. ارزیابی دیجیتالیسازی TanmiaX نیز برای شناسایی همین نقاط شروع و تدوین نقشه راه عملی طراحی شده است.